خدا کند که بهار رسیدنش برسد / شب تولد چشمان روشنش برسد
چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز / به این امید که دستم به دامنش برسد
.
ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن / یا ایّها العزیز ! أبانا ! قبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست / یا نا امیدمان ننما یا ، قبول کن
ادامه مطلب ...
لیوان آب ماله قدیما بود !
تو این دوره زمونه باید بگید : موس دستته بزار زمین بیا کار مهم دارم :) )
.
یه بار واسم نامه رسید بعد نامه رو باز کردم
و هرچی منتظر شدم مثل تو فیلما نویسنده ی نامه
با صدای خودش نامه رو واسم بخونه نخوند !
لحظه ی سختی بود تمام باورهام فروریخت
ادامه مطلب ...